مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

۲ مطلب در مهر ۱۳۸۸ ثبت شده است

بیچاره !

۰۷
مهر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۷ مهر ۸۸ ، ۱۸:۵۳
  • ۱۹ نمایش
  • مضراب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۱ مهر ۸۸ ، ۱۷:۵۹
  • ۱۷ نمایش
  • مضراب