مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

نشستم کلیپ ها و عکسای تیراندازی اهواز رو می بینم و آبغوره می گیرم...

  • مضراب

وی سرکوفت می شنید بسی بابت مزدوج نشدن با پسر خاله اش که سه سال ازش کوچیکتره بوده... 

خاله سرگردون بیمارستان تهران هست بابت شوهرش و هیچ کدوم از بچه هاش کمک حالش نیستن... بعد من سرکوفتش رو می خورم از مادربزرگم! چرا که اگر عروس خاله ام بودم لابد میذاشتم شوهرم جای مادر شوهرم بیمارستان باشه همراه مریض و خرج و مخارج زندگی و بچه ام رو هم ننه بابام می پرداختن. 
دیگه مهم نی که شخص مذکور اصولاً از هیچ لحاظ هم کفو نیست باهام و قطعاً آینده ای نداشت این ازدواج.

  • مضراب

1. این روزا فقط چهره جالب، چهره خارجی هایی هست که محرم رو فصل مناسبی می بینند برای سفر به ایران و کنکاش توی مراسم مذهبی... اینقدر ذوق زده زل می زنند به دسته های عزاداری با اون چشمای آبیشون؟ اغلب نذری هم بهشون می دن ملت :))

2. یه وقتایی به شوخی ملت می گن کاشونی ها آشپزخونه شون تعطیله این دو ماه محرم و صفر ولی شوخی نی... حقیقت محضه! D:  ده ها هیأت داریم که همه همین مدلی و زیاد غذا می پزن: 


اینم یه نذری متفاوت:

3. دیروز غروب حوالی بازار برخوردم به یه هیأت و واسادم تا رد بشن... یه چند تا خانم مسافر هم ایستادن کنارم به تماشا کردن. لباس های رنگی رنگی شون رو ایراد نمی گیرم چون خودمم عشق رنگی و روشن پوشیدنم ولی آرایش ها و مدل موهاشون خیلی تو چشم بود. یه پیرزنه که اون طرفم واساده بود شروع کرد به غرغر کردن که این چه وضعشه و کم مونده بود بره کتک هم بهشون بزنه... و من اساسی یاد ماری جوآنا افتاده بودم که تعریف می کرد از کتک زدن تا تف انداختن خانومای کاشونی به کسانی که حجابشون سفت و سخت نیست... و این که هیچ دوست نداره دیگه این ورا بیاد حتی برای مسافرت! :)))

  • مضراب

1. شکر خدا که پوشک بچه به وفور ریختن توی بازار همه مدل و همه سایزی... البته یه مشکلی این وسط وجود داره اونم دو برابر شدن قیمتش هست!
بسته های 12 تومنی مای بی بی شده 22 به بالا؛ بسته های 35 تومنی اش شده 60 تومن. ظاهراً دعوا سر لحاف ملا بود!!!

2. فردا شب می خوایم با بهار بریم دنبال نخل صدره و سرفره کاشان. اصرار داره از مبدأ بریم دنبالش که خب کار واقعاً خطرناکیه بخاطر ازدحام شدید جمعیت کافیه یه اتفاق کوچیک بیفته و ملت هراس برشون داره... رسماً زیر دست و پای هزاران نفر می میری!!!
برم مخشو بزنم از وسط راه بهشون ملحق بشیم D:

  • مضراب

1. دیشب یه لحظه خبری رو توی گروه دیوار کاشان توی تلگرام دیدم ساعت دوازده که بخاطر قفل بودنش برای آخرشب بلافاصله توسط ربات گروه حذف شد. 
اون لحظه هر چقدر سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد و نوشتمش پای کرم ریختن بعضی آدمای مریض چون توی آزاد راه نطنز-کاشان بود و قطعاً باید از سروصدای آمبولانس ها و آتش نشانی هم خبری می بود. 

ولی صبحیه دیدم خبر واقعی بوده :/

اتوبوس تهران - کرمان زده به عقب تانکر حمل گازوئیل و کاملاً سوخته؛ تا الان از 45 نفر 21 نفر فوتی داشته و بقیه مصدوم شدن. خدا رحمتشون کنه و صبر بده به خانواده هاشون.

2. پدربزرگ عروسمون فوت کرده... چه امروز همش خبرهای بد می شنوم:/




پ.ن: (راننده تانکر حمل سوخت مقصر اصلی سانحه تصادف جاده نطنز/عدم تجهیز تانکر تحت پیمان شرکت ملی پخش فرآروده های نفتی، قاتل جان انسان‌ها شد
سردار حمیدی فرمانده پلیس راهور ناجا:
راننده تانکر حمل سوخت مقصر اصلی سانحه شب گذشته جاده نطنز اعلام شد.
نفتکش مذکور به تجهیزات جی پی اس (GPS) مجهز نبوده و به همین دلیل مجوز تردد حمل سوخت شبانه را نداشته است.
بنا بر اطلاعیه شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، این تانکر تحت پیمان این شرکت و حاوی 30 هزار لیتر گازوییل از اراک به مقصد اردکان یزد بوده است.
این در حالی است که پیشتر راننده اتوبوس مقصر اعلام شده بود/اقتصادآنلاین)

  • مضراب