مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

همچنان در حال احتکار پوشک عوض روضه رفتن!

شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۴۶ ق.ظ

1. در عجبم از این حجم از پافشاری بی دلیل بعضی آدم ها روی مسایلی که خودشون هم می دونند مشکل داره ولی به هیچ صورتی نمی خوان قبول کنند ایرادی هست، مبادا نیاز باشه به تلاش کردن برای رفع اونها... یه مشت گشاد و تنبل دور هم جمع شدیم توی این مملکت. 

2. آبجی گفته فردا میاد که با هم بپردازیم به ادامه سریال در جستجوی پوشک؛ گفتم باشه.

بهار دوستم دیشب گفت دلش می خواد امسال شب عاشورا همراه نخل باشه. گفتم من هر سال می رم تماشا و نصف خیابون همراهش میرم و برمیگردم خونه ولی اگر دوست داری چرا که نه؟ می ریم.

امشب زنگ زده بیا یه روز قبل از رسیدن عاشورا بریم زیارت اردهال کاشان و بعدشم بی بی زبیده(که توی نراق هست). گفتم باشه یه روز رو قطعی کن برنامه بریزیم و بریم با هم.

الان از این حجم قول و قراری که دادم خوف برم داشته! چون کلی تایپ ور دلم مونده و باید تا قبل تاسوعا تحویل صاحباشون بدم:/

  • مضراب

نظرات (۲)

  • گمـــــــشده :)
  • به جز قولی که به خواهر دادین باقیش میفته تو تعطیلات..مهم نیس
    پاسخ:
    دو تاش رو ردیف کردیم امروز! صبح همراه آبجی رفتم و عصریه هم با دوستم رفتیم زیارت مذکور! D: نصف تایپامم زدم گمونم بتونم بقیه اش رو هم امشب بزنم و خلاص D:
  • آقای مُرَّدَد
  • قول و قرارتو ول کن ببین کی کامنت گذاشته برات اینجا....:)
    پاسخ:
    وی سرش بره قول و قرارش نمی ره! 
    بله بله خوش اومدین صفا آوردین همگی.