مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

۵ مطلب در شهریور ۱۳۸۸ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۰ شهریور ۸۸ ، ۰۸:۰۶
  • ۱۷ نمایش
  • مضراب

...

۱۸
شهریور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۸ شهریور ۸۸ ، ۱۴:۲۳
  • ۱۷ نمایش
  • مضراب

چشم ... ذهن ...

۱۵
شهریور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۵ شهریور ۸۸ ، ۱۵:۲۶
  • ۲۱ نمایش
  • مضراب

نقاره

۱۳
شهریور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۳ شهریور ۸۸ ، ۱۵:۴۵
  • ۱۸ نمایش
  • مضراب

بی پولی ...

۰۳
شهریور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۳ شهریور ۸۸ ، ۰۶:۰۵
  • ۱۷ نمایش
  • مضراب