مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

۹ مطلب در دی ۱۳۸۸ ثبت شده است

اکرم!

۲۴
دی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۴ دی ۸۸ ، ۱۹:۳۷
  • ۱۴ نمایش
  • مضراب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۲ دی ۸۸ ، ۰۶:۰۳
  • ۱۸ نمایش
  • مضراب

م ی ر م ...

۱۵
دی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۵ دی ۸۸ ، ۰۴:۴۷
  • ۱۸ نمایش
  • مضراب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۱ دی ۸۸ ، ۱۱:۰۳
  • ۱۵ نمایش
  • مضراب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۰ دی ۸۸ ، ۲۱:۴۶
  • ۱۷ نمایش
  • مضراب