مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

در هیاهوی زندگی دریافتم، چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم؛ و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود؛ دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود، و گرنه نمی شود؛ به همین سادگی

مضراب

پشت لبخندی پنهان هر چیز،
روزنی دارد دیوار زمان،
که از آن،
چهره من پیداست.

بایگانی

۳ مطلب در دی ۱۳۸۷ ثبت شده است

زندگی !

۲۰
دی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۰ دی ۸۷ ، ۱۶:۰۷
  • ۲۱ نمایش
  • مضراب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۳ دی ۸۷ ، ۱۷:۲۶
  • ۱۵ نمایش
  • مضراب

آینده ...

۰۱
دی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۱ دی ۸۷ ، ۱۸:۰۷
  • ۱۳ نمایش
  • مضراب